شمس سراج عفيف
428
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
بجائي رسيد و بمرتبهء كشيد كه در آخر كار و انتهاي كردار خلائق اين ديار از صغار و كبار به نهب مغلول پيوست - چنانچه بيان آن مخالفت و شرح آن مجادلت ( كه ميان شاهزادهء پرتدبير و دستور بىنظير شده ) اين مورخ در ذكر سلطان محمد بن فيروز نبشتهست * * بيت * * جهان گرچه نيرنگ سازي نمود * * * بدان خسروان بين چه بازي نمود * مقدمهء هشتم در بيان عظت ملك نائب باربك نقل است كه ملك الشرق ملك نائب باربك برادر شهنشاه ابو البركات بود - اما از مادري ديگر - و ابراهيم نام داشت - در هواخواهي و دوستداريء حضرت شاه كوشش بيش گماشت - و حضرت فيروز شاه برادر دولتخواه خود را دوست بسيار داشتي - فرزندان نائب باربك را فرزندان خود پنداشتي - دران ايام خيل او را سپاه ميگفتند - و بر همه خيلها بالاتر مينوشتند « 2 » - حضرت فيروز شاه با آن جاه پسران ملك نائب باربك را خطاب خاني چون مشفقان جاني از تاثير مهرباني تعين كرده بود - چنانچه يكي از ايشان خيلخان « 3 » و دوم نصرت خان و سيوم عمر خان بودند - و همچنين حضرت شهنشاه طالب دين شش زنجير پيل چون جوش نيل
--> ( 2 ن ) مينشستند * ( 3 ن ) خليخانان و دوم نصرت خانان و سيوم عمر خانان *